هنوز مونده: ))
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 3:10
مینویسیم؛ ننویسیم چه کنیم؟! هنوز مونده :)) داشتم فکر میکردم که با وجود تمامی مشکلات و مضخرف بودن وضعیت و شاید بشه گفت پوچی! هنوز که هنوزه جا هست واسه ادامه زندگیکلی سریال موندهکلی فیلم موندهکلی کتاب موندهکلی جا واسه رفتن مونده :))ولی به صورت کلی داشتم فکر میکردم که من کلی کتاب نخوندم! مخصوصا اصلا...
بدون عنوان؟!
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 3:10
مینویسیم؛ ننویسیم چه کنیم؟! بدون عنوان؟! بعد مدتها برگشتم :))ولی جدا الان نگاه میکنم به وضعیتم و به دو پست قبلی میفهمم که واقعا خیلی چیزها مونده و وقت هم نیست :/ واتدهفاک؟! یعنی الان من کلی کتاب تو ذهنم هست که بخونم، ولی اصلا وقت ندارم شروع کار کنم :/ البته حدودا یکماه پیش ۱۹۸۴ تموم شد :)) واق...
کادو
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 3:10
مینویسیم؛ ننویسیم چه کنیم؟! کادو دیشب یعنی شب پنجشنبه به جمعه داشتم با یکی صحبت میکردم، خیلی کم پیش میاد صحبت کنیم چون گذشتهی خوبی نداشتیم. ولی خب هرازگاهی میاد میگه میخوام صحبت کنم و شروع کار میکنه در مورد خودش و رفقاشو اینا خبر میده :) انگار میخواد من نگران نباشم!آره خلاصه بهش گفتم تو حدود ت...
خونهی باهار کدوم وره؟
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 3:10
مینویسیم؛ ننویسیم چه کنیم؟! خونهی باهار کدوم وره؟ چقدر به نظر آخرین پستهام زر بوده :))آره خلاصه یه مدت خوبیه که پست نذاشتم، و واقعیتش اینجوری نبوده که بیام و صفحهی نوشتن رو باز کنم و چیزی ننویسم، بیشتر از جنس تنبلی بود! مثلا همین دیشب تو تمیز کردن اتاق یه دفتر که توش مینوشتم، یعنی همون ورژن غیر...
یه مشت چیز پراکنده که خواستم بنویسم ولی آرامش نداشتم و الان آرامش دارم و قراره
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 3:10
مینویسیم؛ ننویسیم چه کنیم؟! یه مشت چیز پراکنده که خواستم بنویسم ولی آرامش نداشتم و الان آرامش دارم و قراره بنویسم :)) وهران کامو!این کتاب تابستان کامو رو یکی از دوستان بهم قرض داده و بخش اولش رو خوندم که انگاری چیزی بوده که کامو از شهر وهران دیده. واقعا ریده به شهر یعنی :))) هم به مردمش هم به معمار...
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 18:51
چند روز پیش (شاید یکی دو هفته پیش حتی!) یکی اومد بهم گفت که بهش حس خوبی میدم :)) گفت باهام کلا حرفی نداره و برخوردی نداریم اون چنان ولی دیدن من بهش حس خوبی میده. و پشمام، حرف خیلی سوپری بود، اونقدر حس خوبی بهم داد که گفتم بعد یک سال بیام یه پست بذارم اینو ذخیره کنم :))فعلا! Adblock test (Why?)
یه مشت چیز پراکنده که خواستم بنویسم ولی آرامش نداشتم و الان آرامش دارم و قراره بنویسم :))
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 5:13
وهران کامو!این کتاب تابستان کامو رو یکی از دوستان بهم قرض داده و بخش اولش رو خوندم که انگاری چیزی بوده که کامو از شهر وهران دیده. واقعا ریده به شهر یعنی :))) هم به مردمش هم به معماریش هم به دیواراش! خلاصه کم نذاشته! این نکته بینی و صداقت کامو جالبه. نمیدونم مردم وهران الان چجوریه وضعیتشون ولی احتمال...
تنها؟
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:48
حقیقتا دلم میخواد یه آدم بود که باهم کتاب میخوندیم، باهم آهنگ گوش میدادیم، باهم فیلم میدیدیم، باهم آهنگ میخوندیم، باهم میرقصیدیم! یک دقیقه مانده به ۴در قرنطینه خانگی!
Kidding
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:48
هاه!دارم سریال Kidding رو میبینم، یه جا هست که جف تو رویا، هر چی که ته دلش هست رو میگه! حقیقتش تیپ شخصیتی من و جف خیلی خیلی فرق داره! ولی قشنگ احساس میکنم که نیاز دارم یه جا برم و هرچی تو دلم هست رو
Music Friends
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:48
:)) دارم کارای جالبی میکنم، امروز رفتم تو ربات ناشناس و به ملت درجا میگفتم که یه آهنگ بفرستید :)) یکی ساقی هایده رو فرستاد یکی Why Try از Young Summer و آخری هم بوی خوب گندم داریوش که این آخری رو گو
من باب شعر!
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 12:04
اخیرا داشتم به شعر و شاعری فکر میکردم و دقت کردم که عموما شعرهای جدید تاکیدشون بیشتر به روی وزن و قافیهست، یا مثلا تاکید زیادی روی زیبایی شعر دارن. مثلا کلی واجآرایی و تشبیه و امثالهم میذارن تو شع
انسانها (هیچ جا خانه نمیشود)
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 12:04
یه اسکرینشات از یه استوری تو گوشیم سیو بود که این کتاب رو معرفی کرده بود، نمیدونم کی استوری گذاشته بود ولی هرکی بود خودش از این سایت اسکرین گرفته بود.موضوعش جالب بهنظر میومد، یه بار مسیرم خورد به خ
ُThe End of The F***ing World
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 12:04
جالبهاینقدر اتفاقات افتاده این مدت و لیستشون کردم که حتما توی وبلاگ بنویسم ازشون، ولی دستم به کیبورد نمیرفت!این دو روز هم وسط برهه امتحانات نشستم سریال دیدم :)) فصل دوم The End of The F***ing World ر
در مورد شرودینگر نیز!
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 12:04
جالبهدارم کتاب «نظریه علم انسان» نوشته شرودینگر رو میخوندم بعد به این فکر کردم که بیام بعدش تو وبلاگ بنویسم :)) و خب جالبه که یهو دیدم که انگاری وبلاگ داره خراب میشه و صرفا مطالب از این دست مینویسم،
مرداب
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 12:04
و خب دوباره یه حالت مرداب گونه (شایدم گرداب گونه!)از اون حالتا که میگی من الان باید چکار کنم؟هیچ کاری نمیشه کرد...کلا وضعیت خوب نیست. چرا خوب نیست؟ نمیدانم :)) مثل همین که احمد گفته بهم که باهام مشکل
عامه پسند
-
تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 13:17
دارم عامه پسند بوکوفسکی رو میخونم و واقعا خوب چرت و پرت مینویسه :)) از سبکش خوشم اومد، حس اینو دارم که اگه من یه کتاب بنویسم در همین حد چرت و پرت جذاب خواهد داشت :)))
ناامیدی
-
تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 13:17
کلا یه حس خالی بودنی دارم نسبت به وضعیت موجود :)) حس میکنم یچیزی کمه.شاید همیشه اینجوری حس میکردم؛ نمیدونم والا!یخورده احساس میکنم که نیازه یه حرکتی یه اتفاقی بیوفته که زندگیم یخورده متحول شه! فکر کنم یخورده شخصیتم جوری باشه که ناامیدی همیشگی پشتم باشه...
آینده مبهم
-
تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 13:17
خب دیشب در مورد ناامیدی نوشتم و خلایی که نسبت به حال دارم :)) و امروز توجه کردم که فاجعه عمیق تر از این حرفاست!! مشکل آینده هم دارم :)) آینده در این حد که حتی نسبت به دو هفته آینده خودم هم برنامه مناس
it's not going to be better :)
-
تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 13:17
دیروز رفتیم دانشگاه و کلی این سمت و اون سمت رفتیم واس کارای اداری مضحک و یسری قوانین مضحکتر! حتی کارمون به وزارت خونه هم کشید!ولی خلاصه تجربه شد که قوانین لزوما درست نیستن! البته اینو از قبل بهش پی ب
Music - Mood
-
تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 13:17
پیرو پست قبلی...Leave Me No Light - April Rain