Kidding

خرید بک لینک

هاه!

دارم سریال Kidding رو میبینم، یه جا هست که جف تو رویا، هر چی که ته دلش هست رو میگه!
حقیقتش تیپ شخصیتی من و جف خیلی خیلی فرق داره! ولی قشنگ احساس میکنم که نیاز دارم یه جا برم و هرچی تو دلم هست رو داد بزنم!!!

یعنی این وبلاگ واسم کافی نیست :)) هرچند تو این وبلاگ هم همه چیز رو نمیگم! نمیدونم چرا! دلیلی که بعد از مدتها به ذهنم رسید که چرا من یه چنین آدمیم که اومدم و وبلاگ زدم که حرفام رو بزنم، این بود که از قضاوت بقیه میترسم که حرفهام رو بیان کنم! و اعم از اون نیاز هم دارم که حرفهام رو بزنم! پس چه جایی بهتر از یه وبلاگ که احتمالا میتونم دلم رو خوش کنم چنتا غریبه میان و میخونن وبلاگ رو :) حالا که به این رسیدم که حتی تو وبلاگ هم یسری حرفها رو نمیزنم واقعا اتفاق عجیبیه :))) یعنی از قضاوت یه عده غریبه هم واهمه دارم! یا قضیه چیز دیگهایه؟ :-؟

در هر صورت سال نو داره میاد و قراره که در سال نو بیشتر حرف بزنم :-" دقت شه که بیشتر حرف بزنم نه اینکه بیشتر بنویسم :)) هرچند نوشتن هم خوبه و رضایت بخش!

ساعت: ۵ دقیقه مانده به ۸ صبح!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

الان ساعت یه ربع به ۲۱عه
و سریال حدود نیم ساعت پیش تموم شد

ممنون آقای جیم کری! خیلی لذت بردم! خیلی چشمم رو هم باز کردی :))

گاد! واقعا خیلی با سریال ارتباط برقرار کردم! یکی از بهترین سریالهایی بود که دیدم!

حتی فهمیدم که واقعا دوستی ندارم من :)) یعنی اگه دکتر ازم بپرس که «هی فلانی دوستی داری؟» جوابم اینه که «اگه برم تو یه خیابون رندوم تهران مثلا، تو ۲۴ ساعت قطعا یه آشنا میبینم، آشنا به این معنا که سلام علیکی داشته باشیم و احوالپرسی! ولی دوست؟ نه ندارم!»
زیباست! احتمالا در آینده نزدیک سریال رو دوباره میبینم!

------

فردا صبح ساعت ۷ اینا تحویل ساله... امیدوارم سال بعد اوضاعم، اوضاع محیطم، بهتر باشه!

عجب وضعی شده وضعیت حال ما!...

ما را در سایت عجب وضعی شده وضعیت حال ما! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 20:48

صفحه بندی