خب دیشب در مورد ناامیدی نوشتم و خلایی که نسبت به حال دارم :)) و امروز توجه کردم که فاجعه عمیق تر از این حرفاست!! مشکل آینده هم دارم :)) آینده در این حد که حتی نسبت به دو هفته آینده خودم هم برنامه مناسبی ندارم. و حس میکنم این سپرده به رود قرار نیست به جای خوبی برسه!
شاید کمبود هدف داشته باشم. ولی معتقد بودم که به هدف نیازی نیست به اون صورت که همیشه در موردش فکر میشه! البته الانم مطمئن نیستم که مشکل ازینجا باشه! ولی احساس میکنم هدف کافیه واس رفع این مشکل. ولی کافی دور از دسترسیه! ترجیح میدم یه لازم نزدیک داشته باشم تا کافی دور از دسترس! :)) در نتیجه تلاش میکنم که یه برنامه کوتاه مدت داشته باشم. حداقل برای یکی دو سال آینده! با دورنمای طولانی مدت!
ولی به صورت کلی بازهای از زندگیم تو ذهنم نیست که یه برنامه داشته باشم و خیلی سود کنم از برنامه داشتنم :)) کلا تو این زمینهها تباه بودم! شایدم سود کردم ولی نه در حدی که به ذهنم بمونه که برنامه داشتن خیلی مفیده!
+خیلی وقته به تباهی کشیده شدیم و کسی نمیخواد کاری بکنه! یا شایدم کسی نمیدونه!
عجب وضعی شده وضعیت حال ما!...ما را در سایت عجب وضعی شده وضعیت حال ما! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 103