مهم ترینش حسین بود! حسین غیر حسین دانشگاه :)) حرفای معنوی سنگینی زد... از اینکه از چشم افراد میفهمه که کی گناهکاره و اینا! میگفت چشمشون سیاه میشه! به منم گفته از وقتی رفتی دانشگاه گناهکارتر شدی :) بالاخره بله! و کلی حرف قشنگ دیگه... مثلا میگفت که آدم نباید وجه معنوی خودش رو فراموش کنه. و هدفش باید به تعالی رسیدن اون باشه نه چیز دیگه! یه شب باهم صحبت کردیم از ساعت ۷ اینا تا ۱۲ باهم بودیم و قسمت اعظمش رو ازین حرفا زدیم! (اون قسمت دیگه رو دونفر دیگه هم بودن :)) نمیشد ازین حرفای قشنگ زد)
خلاصه خیلی مجاب شدم باز باهاش حرف بزنم... مثل حسین دانشگاه. البته با حسین دانشگاه هم دیگه زیاد صحبت جدی نکردم! نشد خلاصه!
قسمت دیگه تعطیلات هم در راستای کارای دانشگاه داره نابود میشه!
انیمه دارم میبینم! کلا انیمه میبینم، الانم مشغول توکیوغولم. جالبه. خوشم اومده ازش واقعا.
امشبم ایران با ژاپن بازی داشت و ۳ هیچ باخت. خیلی باخت سنگین و آموزنده ای بود، مخصوصا از لحاظ غیر فوتبالی :)
ساعت ۲۳:۵۸ !
ما را در سایت عجب وضعی شده وضعیت حال ما! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82