اخیرا داشتم به شعر و شاعری فکر میکردم و دقت کردم که عموما شعرهای جدید تاکیدشون بیشتر به روی وزن و قافیهست، یا مثلا تاکید زیادی روی زیبایی شعر دارن. مثلا کلی واجآرایی و تشبیه و امثالهم میذارن تو شعراشون که شعر زیباتر بشه. بعد از اون سمت که یه عده میرن نقدشون کنن، مثلا تو همین محفلهای دانشگاه خودمون، تنها نقدهایی که میگیرن به اینه که اینجا وزنت مشکل داره، اینجا قافیهت خرابه، فلان عبارت و بهمان عبارت نمیتونن باهم قافیه بشن و ... (+من شعر نمیگم خودم :)) این حس ایجاد نشه که از روی کینه دارم حرف میزنم :)) ).
بعد در همین حوالی میرسیم به یه شعر خیلی زیبایِ مفهومی که بعضا هم سپید هستن، و دیگه کسی نمیتونه نقد خوبی به مفهوم شعر وارد کنه. صرفا بحث شاید منعطف شه به این که چقدر فضای شعر خوب بود، یا چقدر استفاده از این کلمه خوب بود یا مثلا این کلمه به درستی استفاده شد یا نه؟ و ... خب ملت بیاید در مورد مفهوم شعر هم صحبت کنیم!
حتی یه شعر غزل هم اگر خونده شه که ایراد وزن و قافیه نداشته باشه، باز هم کسی نمیتونه در مورد مفهوم و ... صحبتی کنه. ذهنها همه نسبت به ایرادات وزن و عروض و قافیه خوب شکل گرفته ولی کلا مفهوم کنار گذاشته شده.
و حتی حس میکنم گنجوندن مفهومم تو وزن کار سختیه. قطعا قدیمیامون تو این حرفهای بودن. جدا از قشنگ بودن شعر حافظ، مفهوم اشعارش هم خوبن. ولی جدیدیا خیلی کم پیدا میشه شعری که مفهوم سنگینی داشته باشه و زیبا هم باشه. اصلا اگه وزن رو کنار بزاریم به نظر داریم کمک میکنیم که مفاهیم راحتتر در شعر گنجیده شن!
حس میکنم که یهخورده ظالمانه برخورد کردم! یعنی شاید به نظر بیاد که به زیبایی شعر نگاه منفی دارم، ولی اگر شعر زیبا نباشه، اگر شعر حسآمیزی نداشته باشه، اگر شعر شنونده رو درگیر نکنه که شعر نیست! در نتیجه قطعا نیازه که این قالب زیبایی شعر حفظ شه!
البته این خطکش مفهومپسند من هم شاید درست نباشه. یعنی شاید شعر برای اینه که صرفا زیبا باشه! نه چیز دیگه! مثل یه نقاشی قشنگ. نه یه نقاشی که هدفی پشتش باشه. ولی خلاصه نقاشیای که آدم رو به فکر واداره به نظر من ارزش بیشتری از یه منظره زیبا داره!
حالا احتمالا بعدا هم از شعر مینویسم. بس موضوع جذابیست!
عجب وضعی شده وضعیت حال ما!...ما را در سایت عجب وضعی شده وضعیت حال ما! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114